نوید شاهد البرز - صفحه 9

آخرین اخبار:
نوید شاهد البرز
سیری در کلام شهید علی سلیمانی:

ای خدا، اگر دین محمد با ریختن خون من زنده می‌شود، پس ای شمشیرها مرا دربرگیرید+ دستخط

از شهید علی سلیمانی یک وصیت‌نامهٔ و دست‌خط به جا مانده است که در آن، این سرباز امام زمان (عج) با قلبی آکنده از ایمان، از خانواده می‌خواهد که اگر او یا پدرش شهید شدند، صبر پیشه کنند و کمتر گریه کنند؛ چرا که شهادت نصیب دوستان خداست. او از همه حلالیت می‌طلبد و برادرش رضا را به درس خواندن سفارش می‌کند. شهید، یک ماه و یک هفته روزه و ۹ ماه نماز قضا بر گردن دارد و از خانواده می‌خواهد که آنها را قضا کنند. کفن و قبرش را در گلزار شهدای امامزاده محمد کرج تعیین می‌کند و با چشمی امیدوار به ظهور، فریاد می‌زند: «مهدی (عج) بیا، آماده‌ی پیکاریم!»
سیری در کلام شهید «مجید سلحشور»؛

راه شهدا را از اول شهید کربلا تا شهدای ما ادامه دهید

من برحسب وظیفهٔ شرعی به جبهه آمدم تا ظالم را بردارم. از شما می‌خواهم گریه نکنید، راه شهدا را ادامه دهید، امام را دعا کنید، صبر داشته باشید و ضعف نشان ندهید. پولم را برای جبهه خرج کنید و اگر شهید شدم، مرا در امام‌زاده حصارک دفن کنید.

عکس نوشت| بصیرت در سنگر حق؛ مقابله با جریان‌های ضد‌انقلاب برای صیانت از امید مستضعفان

شهید «ناصر سپهری» در وصیت‌نامه تأمل‌برانگیز خود، مسیر رستگاری را در وفاداریِ محض به خط امام (ره) ترسیم کرده و با روحیه‌ای انقلابی، مقابله با جریان‌های ضد انقلاب را لازمه‌ی حفظ امیدِ مستضعفان جهان می‌داند. این عکس‌نوشت، بازخوانیِ عهدِ سربازی است که میانِ سنگرهای فکه، پیامِ استقامت و ولایت‌مداری را برای نسل‌های پس از خود به یادگار گذاشت تا چراغی باشد برای آنان که در جستجوی حقیقت، گام در مسیر حق نهاده‌اند.

شهید ناصر سپهری: هر کاری که برای رضای خداوند باشد، اجر خود را خواهد برد

شهید ناصر سپهری در وصیت‌نامه خود با طلب حلالیت از پدر، مادر، خواهر و برادرانش، از خانواده‌اش می‌خواهد در فراق او صبور باشند و شهادتش را بازگشت امانتی الهی بدانند. وی همچنین بر پیروی از خط امام، ادامه راه شهدا، تربیت نسل متعهد به اسلام و انقلاب و دعا و توسل به چهارده معصوم(ع) تأکید کرده است.

شهید مهدی شاه‌کرمی؛ مردی که آرزوی شهادت داشت و آخرین مأموریتش بازگشتی نداشت

شهید مهدی شاه‌کرمی، متولد ۱۸ اسفند ۱۳۶۱ در تهران و ساکن فردیس، از نیروهای سپاه بود که مأموریت‌ها و فعالیت‌هایش را محرمانه نگه می‌داشت و خانواده نیز از جزئیات خدمت او اطلاع چندانی نداشتند. چند روز پیش از شهادتش، با جمله‌ای که رنگ و بوی خداحافظی داشت، از خانواده خواست اگر کاری یا نیازی دارند به او بگویند؛ چرا که احساس می‌کرد این بار ممکن است رفتنش بازگشتی نداشته باشد.

یادداشت| وحدت؛ روایتی که شهدا با خون خود نوشتند

هفته وحدت، یادآور حقیقتی فراتر از مرزبندی‌های مذهبی است؛ حقیقتی که در روزهای سخت تاریخ ایران، از دفاع مقدس تا بحران‌ها و جنگ‌های اخیر، خود را به روشنی نشان داده است. شیعه و سنی در کنار یکدیگر ایستادند، از وطن دفاع کردند و ثابت کردند آنچه یک ملت را در برابر دشمنان استوار می‌کند، وحدت و همدلی است. شهدا نیز در وصیت‌نامه‌ها و سیره خود بارها بر پرهیز از تفرقه و حفظ وحدت مردم تأکید کردند؛ همان حقیقتی که قرآن کریم در آیه «وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِیعًا وَلَا تَفَرَّقُوا» بر آن تصریح کرده است.

یادداشت| از تشک کشتی تا میدان دفاع؛ روز کشتی به یاد پهلوانان شهید البرز

همزمان با روز ملی کشتی، یاد و خاطره شهدای کشتی‌گیر و ورزشکار استان البرز، از جمله شهید مدافع حرم حیدر جلیلوند، شهید علی گروسی، شهید کریم آخوندی، شهید غلامرضا کیانپور و شهید حسینعلی آسارایی گرامی داشته می‌شود؛ پهلوانانی که مرام جوانمردی را از تشک کشتی به میدان دفاع از میهن و ارزش‌های اسلامی بردند و با نثار جان خود، معنای حقیقی قهرمانی، پهلوانی و ایثار را به یادگار گذاشتند.

خاطرات شفاهی| پسرم معلم بود

مادر شهید ربیع فروزنده در این روایت می‌گوید: «ربیع بچه نماز خواندن و روزه داری بود دست مردم را می‌گرفت. وقتی به او می‌گفتم: ازدواج کن! می‌گفت: عروسی‌ام در جبهه و بچه‌هایم هم در سنگر هستند.»

خاطرات شفاهی| «محمدرضا در کارهای خانه کمکم می‌کرد»؛ روایت مادر شهید خداپرست از فرزندی همراه و مهربان

مادر شهید محمدرضا خداپرست در فیلم تاریخ شفاهی، از فرزندی می‌گوید که در کنار مسئولیت‌ها و دغدغه‌های زندگی، همواره یار و همراه خانواده بود و در کارهای خانه به مادرش کمک می‌کرد. روایتی ساده و صمیمی که گوشه‌ای از شخصیت مهربان و مسئولیت‌پذیر این شهید را از زبان مادر به تصویر می‌کشد.

تاریخ شفاهی| «حمیدرضا پسر پاکی بود، نظرکرده بود»؛ روایت پدر شهید از فرزندی که از جبهه با چند کتاب بازگشت

پدر شهید حمیدرضا قزلباش در روایت تاریخ شفاهی خود از فرزندی می‌گوید که با وجود مشکل مادرزادی در پای چپ، پسری پاک و متفاوت بود؛ پسری که پدر او را «نظرکرده» می‌دانست. حمیدرضا در دوران سربازی راهی جبهه شد و پس از پایان خدمت نیز فرمانده‌اش چند کتاب به او هدیه داد؛ خاطره‌ای که گوشه‌ای از روحیه و شخصیت این شهید را برای نسل امروز روایت می‌کند.

تاریخ شفاهی| از تظاهرات انقلاب تا جبهه؛ روایت مادر شهید حسین قنبری‌ها

مادر شهید حسین قنبری‌ها از فرزندی می‌گوید که از همان دوران نوجوانی، در کنار درس و مدرسه، دل در گروی انقلاب داشت و برای حضور در تظاهرات از مدرسه خارج می‌شد. با آغاز جنگ تحمیلی نیز اشتیاق او برای دفاع از ایران چنان بود که با دستکاری شناسنامه، راهی جبهه شد؛ روایتی از روزهای جوانی که مسیر زندگی حسین را از مدرسه و تظاهرات انقلاب به میدان دفاع از وطن رساند.

از خادمی امام رضا (ع) تا پرواز در آسمانِ ایران/ عرفان جوانمردی، تازه دامادی که به قافله شهدای هوافضا پیوست

روستای «درده» در دلِ جاده چالوس، سال‌هاست که شاهد جانبازان و ایثارگرانی است که ردای مقاومت بر تن دارند، اما جای خالی یک “شهید” همواره در این دیار حس می‌شد. شهید «عرفان جوانمردی»، جوانِ محجوب و مؤدبی که خدمت در هوافضای سپاه و خادمی آستان قدس رضوی را در کارنامه داشت، همان گمشده‌ای بود که با شهادتِ مظلومانه‌اش در حمله موشکی دشمن به پایگاه هوافضا، به این آرزوی دیرینه‌اش رسید و نام خود را به عنوان “اولین شهیدِ روستا” جاودانه کرد.

مخترع نام‌آوری که قطعات تحریمی را ایرانی کرد/ شهادت جهادگر البرزی با زبان روزه در پایگاه مقداد

شهید «محمدرضا علی‌محمدی»، مخترع بسیجی و از مدیران ارشد جهاد نصر، که عمر کوتاه اما پربرکت خود را وقف خودکفایی صنعتی کشور و گره‌گشایی از کار درماندگان کرده بود، در دهم اسفندماه ۱۴۰۴ در پی حمله موشکی دشمن صهیونیستی-آمریکایی به پایگاه مقداد، با زبان روزه به قافله سرخ شهدا پیوست و پیکر مطهرش در آستان مقدس امامزاده طاهر (ع) کرج آرام گرفت.

مخترع نام‌آوری که قطعات تحریمی را ایرانیزه کرد/ شهادت جهادگر البرزی با زبان روزه در پایگاه مقداد

شهید «محمدرضا علی‌محمدی»، مخترع بسیجی و از مدیران ارشد جهاد نصر، که عمر کوتاه اما پربرکت خود را وقف خودکفایی صنعتی کشور و گره‌گشایی از کار درماندگان کرده بود، در دهم اسفندماه ۱۴۰۴ در پی حمله موشکی دشمن صهیونیستی-آمریکایی به پایگاه مقداد، با زبان روزه به قافله سرخ شهدا پیوست و پیکر مطهرش در آستان مقدس امامزاده طاهر (ع) کرج آرام گرفت.

روایتی از جنس مقاومت و انتظار در دل‌نوشته «گرگ‌ومیش»/ وقتی یادگار دوران اسارت به تماشای افق پایداری می‌نشیند

دل‌نوشته «گرگ‌ومیش»، اثر «مهرداد فردوسیان» آزاده و جانباز سرافراز البرزی که توانسته رتبه دوم فراخوان ادبی «جنگ رمضان» را از آن خود کند، روایتی تکان‌دهنده و ملموس از غافلگیری، اضطراب‌های یک ملت در برابر هجوم دشمن و در نهایت، آرامش برخاسته از ایمان و طنین بانگ «الله‌اکبر» است.

رسول مالمیر؛ پدری که دختر چهل‌روزه‌اش چشم‌انتظارش ماند

شهید رسول مالمیر، پاسدار مؤمن و اخلاق‌مدار محمدشهر کرج، مردی بود که با شوقی وصف‌ناشدنی به محل کار می‌رفت و خدمت برایش تنها یک وظیفه نبود؛ انتخابی از سر عشق و اخلاص بود. او که پدر سه فرزند بود، هنوز ۴۰ روز از تولد کوچک‌ترین دخترش نگذشته بود که در دهم اسفندماه ۱۴۰۴، هنگام انجام مأموریت عملیاتی در منطقه اشتهارد، بر اثر اصابت موشک دشمن صهیونیستی ـ آمریکایی به شهادت رسید؛ اما حتی در آخرین لحظه نیز از پسرعمویش جواد مالمیر جدا نشد و هر دو در حالی که یکدیگر را در آغوش گرفته بودند، به دیدار حق شتافتند.

«هنوز صدای “هل من ناصر” از پشت کوه‌های غرب و صحرای کربلا به گوش می‌رسد»

شهید والامقام عشقعلی صیامی گندم‌آبادی، رزمنده نوجوان بسیجی که در ۱۶ سالگی و در عملیات کربلای ۵ (شلمچه) به فیض شهادت نائل آمد، در وصیت‌نامه نورانی و پرشور خود، دفاع از کشور را تکلیفی الهی در پاسخ به ندای هل من ناصر ینصرنی امام حسین (ع) دانسته و بر صبر زینبی خانواده و ولایت‌مداری تأکید کرده است.

«صبور باشید و زندگی خوبی برای مادرم بسازید»؛ آخرین وصیت شهید محمد شیرقاضی

شهید محمد شیرقاضی در واپسین نوشته خود، از پدر و مادر، برادر و خواهرهایش طلب حلالیت کرد و با قلبی سرشار از محبت، آنان را به صبر و شکیبایی فراخواند. او از پدرش خواست پس از شهادتش مراقب مادر باشد و از خانواده‌اش خواست با ادامه زندگی و پایبندی به یکدیگر، یاد او را زنده نگه دارند.

ویدئوکست| از احترام به پدر و مادر تا شهادت در سپاه قدس؛ روایت تعهد و آرزوی دیرینه شهید عرفان جوانمردی

شهید عرفان جوانمردی، فرزند غیور جاده چالوس، که همواره می‌گفت «چیزی که آدم را بزرگ می‌کند احترام به پدر و مادر است»، سرانجام در روز یازدهم اسفند ماه به آرزوی دیرینه‌اش رسید و به فیض شهادت نائل آمد. او که با ورزش و باشگاه، تن و روان خود را برای خدمت آماده می‌کرد، در سپاه قدس مشغول خدمت بود و بارها از دل‌نگرانی‌اش برای بی‌شهید ماندن روستایش می‌گفت و از همرزمانش می‌خواست برای اولین شهید شدنش دعا کنند. روحیه متعهد، ساده‌زیست و عاشق وطن او، امروز به عنوان الگویی جاودان در یاد خانواده و همرزمانش باقی مانده است.
به مناسبت هفته شهدای کارمند:

یادداشت| کارمندانی که میز خدمت را به سنگر ایثار پیوند زدند؛ روایت آماری و حماسی از ۱۰۴ شهید کارمند استان البرز

همزمان با هفته شهدای کارمند، نگاهی به زندگی و حماسه ۱۰۴ شهید کارمند استان البرز، روایتی است از انسان‌هایی که خدمت را تنها در پشت میزهای اداری معنا نکردند و در روزهای سخت دفاع از میهن، از اداره و سازمان تا سنگرهای جهاد و ایثار پیش رفتند. این یادداشت به قلم دبیر سایت نوید شاهد البرز، با نگاهی آماری و روایی، گوشه‌ای از نقش و رشادت شهدای کارمند البرز و پیوند ناگسستنی «خدمت» با «ایثار و شهادت» را روایت می‌کند.
طراحی و تولید: ایران سامانه